محمد تقي جعفري

194

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بخواهيم صحيحتر بگوئيم ، بايد بگوئيم : او را از گهواره بلند ميكنند و به زير خاك مىسپارند . گروه دوم - كسانى هستند كه مىگويند : قرار گرفتن آدمى در گهوارهء جبرى طبيعت همان دوران نوزادى او است ، همين كه اين دوران را سپرى كرد ، در همه چيز و در همهء موقعيتها از اختيار و آزادى برخوردار است . تفريط اين گروه همواره در برابر افراط گروه يكم قرار گرفته در پوشاندن واقعيت هر دو نظر افراطى و تفريطى سهم بسزائى دارند . مسئلهء دوم - آزادى رو به اختيار « حيات معقول » از مرحلهء رهائى شروع مىشود و از آزادى عبور مىكند و در مرحلهء والاى اختيار شكوفا مىشود . محققان حرفه اى غالبا ميان سه مرحلهء رهائى و آزادى و اختيار تفاوتى نمىگذارند ، در صورتى كه اين سه مرحله از همديگر متفاوت و داراى اختلاف اساسى مىباشند ، بدين ترتيب كه : 1 - رهائى ، عبارتست از برداشته شدن قيد و زنجيرى كه به نوعى از انواع پاىبند انسان شده است ، اعم از اين كه آن قيد و زنجير جسمانى باشد يا تعهدى قراردادى يا روانى ، مثلا كسى كه در زندان يا اطاقى محبوس شده است و از آن زندان يا اطاق رها مىگردد ، بدون اين كه وضع و موقعيت او پس از رها شدن منظور بوده باشد ، همچنين مانند كسى كه تعهدى دارد ، و با عمل به مفاد تعهد يا منحل شدن آن با رضايت طرفين ، از قيد آن تعهد رها شود ، بدون اين كه اين رها شدن تكليف بعد از رها شدن را تعيين نمايد ، همچنين است رها شدن از قيود روانى . 2 - آزادى ، اين پديده عبارتست از رها بودن از قيد و زنجير باضافهء داشتن توانائى انتخاب يكى از راههائى كه در مقابل خود دارد . ملاحظه مىشود كه انسان در اين مرحله كه آزادى ناميده مىشود ، از استقلال و احساس شخصيت ، بيشتر از مرحلهء رهائى برخوردار است . ولى خود اين آزادى تعيين كنندهء نيكى